تبليغاتX
خواب بزرگ
 
 

 

در آغاز جهان حقایق صاف و ساده بود ، انسان دانای شریف حقایق را می فهمید ؛ بعد موقتن دست نیافتنی شد ...اما وعده اش را دادند . حقایق به جهان بالا رفت ...جهانی دیگر که چیز مشخصی از آن نمی دانستند ، مردم فقط می گفتند دست نیافتنی ... الهه ها شکل گرفت ...

رفته رفته همه چیز دست نیافتنی شد . حقیقت نهفته شد ... برای دست یابی به حقیقت واسطه نیاز بود .... کم کم مردم به این نتیجه رسیدند وقتی نا معلوم است نباید چندان اهمیتی داشته باشد و جایگاهی درزندگی ما ندارد ...پس بی اهمیت شد .

 ورو بردند به علوم تجربی ... چیزی ارزش بود که با علوم تجربی اثبات می شد...و حقایق با علوم تجربی اثبات نمی شد ؛ پس زائد خوانده شد ... وبعدها به طور کلی نفی شد .

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 10:11  توسط sa  | 
 
 

 

گل ها فواره ها باغ ها خاطره ها
وشیرینی زیستن
یک نفر آنجا به خاک افتاده همچون کودکی در خواب ...

 

 

خانه
تماس
خواب های گذشته

 

 

رویابین ها
شبهای سپید من
بارون
تنهایی
خاک خاموش
در رهگذار باد
وسرانجام گوری در پاییز
مهدی همراهی
باربا پاپا
آب تنی در حوضچه اکنون
روزگاران
کوهستان آبی
نظم سورآل
اندکی گلایه کنم ؟
دریای آرام
یک عمرانی
سرهنگ
دومان
آرش علیزاده
دو یا سه چیز...
غزل پست مدرن
ژیله مو
زهر عسل
آیدیا
یه دانشجو کرمانشاهی
الما
قندهار
حباب
اصالت
روانگر لحظه ها

 

 

دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384