ازتمام نوشته ها ، من آن را دوست دارم که نویسنده آن را با خون خود نوشته باشد . با خون بنویس آنگاه خواهی آموخت که خون و روح یکی است. درک خون دیگران آسان نیست از این رو من از خواننده های سر سری متنفرم ... "نیچه " نوشته ها اسنادی هستند که اصوات جای آن را نمی تواند بگیرد. نامه نوشتن از زیباترین و راز آمیز ترین بازی هاست کسی پنهان می شود کسی می گوید: سک سک. نامه منولوگ است و خواندن ، آغاز دیالوگ ؛ کوشش در فهم دیگری و ایجاد رابطه از طریق کلمات و واژه ها... وبلاگ نوعی نامه است نامه ای که برای بیش از یک نفر نوشته می شود والبته بیشتر از همه ی نامه ها خوانند ی سرسری دارد... قراراست چیزی را که حس می کنیم یا فکر می کنیم بنویسیم ... ومی شود تا آخر دنیا برای گفتن آنچه دوست داری حرف زد ...انگاربه خودت اعتماد به نفس تزریق می کنی این اعتقاد ما به دیگران است ... دو نمونه ی جالب ؛ طولانی ترین نامه ای که تا به حال نوشته شده 3200 فوت نزدیک به یک کیلومتر بوده که این نامه به وسیله ی خانم جوانی به نام لویسا نوشته وبرای یکی از ماموران ارتش امریکا در کره شمالی فرستاده شد . و کوتاهترین نامه ای که نوشته شده ، نامه ای بود که بین ویکتور هوگو نویسنده ی مشهور فرانسوی و یک ناشر کتاب رد وبدل شد . ناشر کتاب در مرخصی بود و ویکتور هوگو بی صبرانه مایل بود از میزان فروش کتاب جدیدش (بینوایان) اطلاع حاصل کند او نوشت (؟) و جواب دریافت کرد (!) . |
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 22:34  توسط sa
|
|