چند روز پیش به دوستم می گفتم که همیشه گفتن و نوشتن ازاونهایی که بهشون علاقه دارم برام خیلی سخت تر از چیزهای دیگه است ؛ فریدون فروغی یکی از اوناست مردی که به همه دنیا گفت نه ... می گویند درآثار هر هنرمندی باید رد پای زندگی گذشته او را جستجو کرد ... و برای شناخت مرد خاموش ترانه های معترض آن سالها، ترانه هایش را داریم ...و جز آن هیچ ! خود او درباره ترانه هایش می گوید: حرف خاصی در باره اینها نمی توانم بگویم غیر از اینکه سرگذشت انسانها یا جوامعی هستند که خودآگاه یا نا خودآگاه کارهایی انجام می دهند که در آن وا می مانند ، شاید بهتر است بگویم سرنوشت خودم است . فریدون انگیزه کافی برای محبوبیت و برای زندگی داشت اما با انزوایی 20 ساله روبرو بود،آن هم در سرزمینی که آن را نفس خود می دانست و این را ماندن او خود گواه است ... واسه رفتن دیگه دیره تن من اینجا اسیره خاک اینجا چه عزیزه عاشق قدیمی پیره نفسم این خاکه خون گرمم پاکه فریدون گله کارگردان فقید می گوید ؛ "به اعتقاد من شعله وجودی یک هنرمند فروزان نمی ماند مگر آنکه معترض به مسائلی باشد و معترف به حقانیت هایی ، فریدون حرفهایش را از طریق صدایش به گوش همه می رساند و این بود که موسیقی اش تلخ و گزنده می نمود ". موسیقی فریدون فروغی صدای اعتراض نسلی بود که پیش از او توسط فرهاد مهراد ، شهیار قنبری ،اسفندیار منفرد زاده و ایرج جنتی عطایی پایه ریزی شده بود ، موسیقیی که نوعی نگاه را دنبال می کرد و بازتاب تضاد هایی بود که در جامعه وجود داشت ... بارون از ابرا سبک تر می پره هرکسی سر به سوی خودش داره مث لاک پشت تو خودم قایم شدم دیگه هیچکی دلمو نمی بره فروغی خواننده ای بود که اشعارش را آگاهانه انتخاب می کرد و با تاکید روی واژه ها می خواند . این نشان از درک عمیق او از دردی بود که از ترانه هایش به گوش می رسد. و پیدا بود که به هر قیمتی حاضر به خواندن نیست ، چیزی که در باره خوانندگان دیگر کمتر وجود دارد، این نشان از اعتقادی داشت که خلا زندگی آدمی را پر می کند، او آرمان خود را به سادگی بیان می کند ... می خوام دیگه رها باشم ساده و بی ریا باشم زمینم رو شخم بزنم نه بد باشم نه خوب باشم ترانه های فریدون به رغم خبرهایی که از شوم کاری ها و سایه های بی امان می داد و با تمام شکوه هایی که می کرد از امید هم تهی نبود ... یک نفر میاد که من منتظر دیدنشم اما مرگ او خود ترانه ای شد که دیگر نیاز به گرفتن مجوز نداشت فریدون در مهرماه سال 80 همزمان همه را از زنده بودن و مرگ خود مطلع کرد . |
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 0:20  توسط sa
|
|

